یه معلم به شاگردش میگه: بگو الف!
شاگرد نمیگه
!
دوباره و سه باره و چند باره کتک واین چیزا
، بازم شاگرد نمیگه!![]()
یکی بهش میگه خوب پسرجان الف گفتن که سخت نیست چرا نمیگی؟![]()
پسره میگه: درسته
! ولی من میدونم اگه بگم الف بعدش باید بگم ب بعدش پ بعدش الی آخر تا ی
از اولش نمیگم تا گیر آخرش نیفتم!![]()
حالا شده قضیه من و مهندس و خورزوخان!![]()
![]()
![]()
گفتن عکس بذار تو وب! گتیم: نه بلدیم!![]()
فرمودن: برو عکس گذاشتن تو وب رو یاد بگیر! گفتیم: چشم!![]()
فرمودن: یه چندتا عکس از صحرا بذار تو وب! گفتیم: اینم به چشم!(و گذاشتیم)![]()
حالا میفرمان:چرا عکس گندمزار مردم رو گرفتی برو عکس صحرا رو بگیر بذار تو وب!
(بابا زمین مردم رو که نگرفتیم فقط یه چن تا عکس انداختیم
) اینم به چشم !![]()
چشممت کور دندت نرم میخواستی از اول وبلاگ نویس نشی
!( اینو خودم به خودم گفتم)
- خلاصه امروزبا ابوقراضم رفتم که اطاعت امر کنم، بابا مگه جای خالی گذاشتن یا با لدر و تراکتور زدن صحرا رو لت و پار کردن ( خاکبرداری کردن واسه...)
یا شوره زاره و اصلا" خار هم سبز نمیشه
یا هم گاوآهن زدن و زراعت!![]()
اونوقت میفرماین من از چی عکس بگیرم
!
اینم نمونش!

(بابا 6600!!!!![]()
)
عزت زیاد![]()
![]()
![]()
اظهار نظر یادتون نره!
(بخون و نظر بده بدک نیس جون داداش!)![]()


.jpg)


