اندر احوال دلایل افت تحصیلی!
ندانم کدام حلال زاده شیر پاک خورده ای از رفیقان نا رفیقی کرده و چنین به والده محترمه رسانیده که این سایک در کلاس مکتبخانه به هیچ نوع دل به درس استاذ ندادی؛ گاهی با موبایلک بازی کردی و گاهی نیز چارپایه را آماج نیش قلم خود نمودی و البته اکثر اوقات نیز دیر آمدی خواب آلوده!الغرض سایک امسال نه آن سایک پار باشد.
والده ماجده نیز طی تماسی با مکتبخانه جویای احوال شدی و ندانم جناب ظهیرالدوله یا نیابت اعظم گفته بودند آنچه ناگفتنی بود و حسابی پته این حقیر را به آب انداختی![]()
الغرض چند روز پیش که از مکتبخانه برگشتمی و مطابق معمول در مطبخ خانه سرک میکشیدمی اخوی کهتر ندا درداد که چه نشسته ای که والده ماجده امر به احضار فرموده که الساعه باید به حضور شرفیاب شوی! این حقیر از همه جا بی خبر نیز به اندرونی رفته و به حکم "وبالوالدین احسانا"" ادب به جای آورده و چارزانو گوش به فرمان سپرده که والده فرمود:
چنان شنودم که امسال نه چون پارینه ای! دل از درس بریده و هوای بی خیالی به کله ات زده بگوی تا سبب چیست و علت کیست؟
گفتمش: راست گویم که دروغگوی دشمن خدای باشد! چنین است!مبارزه منفی آغازیده ام جهت فراهم شدن حاجات که وسایل کمک آموزشی هم باشد؛و درس نخوانم الّا به شرطها" و شروطها
گفت: بگوی تا در حد وسع فراهم نمایم.
گفتمش:دانی مرا موبایلکی باشد ۶۶۰۰ نام؟
گفت:دانم.
گفتمش:می باید این را عوض کردن!چه این را مدل گذشته و مضحکه دیگران شده و همه همسالان من مدلهای بالاتری به کمر چسبانیده اند! مرا باید مدل ۹۶۰۰ خری که امکانات بیشتر داشتی در بهبود درس!
گفت:دیگر چه؟
گفتمش:دانی که مرا موتورکی باشد؟
گفت:دانم.
گفتمش:این نیز به هکذا؛ مدل گذشته و قراضه شده؛هر صبح به گاه رفتن سرفه نمودی و روشن نشدی خصوصا" در فصل سرما و مرا کلی علاف بکردی موتورکی خواهم که سرما و گرما نداند و مرا رفیق گرمابه و گلستان باشد و یاری نماید مرا در گشتن و پرسه زدن البته در بهبود درس!
گفت:و دیگر چه؟
گفتمش:و آخر الامر نیز دانی مرا وبکی باشد سایک شرما نام؟
گفت:دانم.
گفتمش:چنین خواهم که مرا خطی جداگانه فراهم نمایی تا بتوانم به اختیار آن را آپدیت نمایم و گه گداری نیز چت کنم صد البته در جهت بهبود درس!
گفت:همه اینها به قبول، الّا به شرطها" و شروطها
گفتمش:بفرمای به گوش جان سپارم.
گفت: ازهم اکنون تا سه ماه دیگر اگر احوال مکتبخانه رو به بهبود بود فراهم کنم و گر نه خبر به ابویت رسانم تا دمار از روزگارت درآوردی و آنچه در اختیار داری نیز واستاند![]()
گفتمش:به روی چشم!سه ماه دیگر از مکتبخانه احوال پرس اگر بر وفق مراد بود باید که بر وعده وفا فرمایی که " الکریم اذا وعد وفا"
با اشاره رخصت ترخیص صادر نمودی و زیر لب چنان شنودم که می گفت:
" با موبایلک و موتورک و وبک کی وقت درس خواندن فراهم شود؟
بعید دانم درس خواندن"
در مطبخ خانه نیز اخوی کهتر در حالی که سر به درون دیگ داشتی شنیدم که می گفت:
حالا باز بگردین دنبال دلایل افت تحصیلی و جلسه بذارین که چی وچی![]()
و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!![]()
![]()
![]()
