تبليغاتX
ســـــــــایه شــــرما ( ما پسران میده)

ســـــــــایه شــــرما ( ما پسران میده)

نوشته های طنز این وب را جدی نگیرید!(میده از نگاه طنــز)

اندر احوال دلایل افت تحصیلی!

ندانم کدام حلال زاده شیر پاک خورده ای از رفیقان نا رفیقی کرده و چنین به والده محترمه رسانیده که این سایک در کلاس مکتبخانه به هیچ نوع دل به درس استاذ ندادی؛ گاهی با موبایلک بازی کردی و گاهی نیز چارپایه را آماج نیش قلم خود نمودی و البته اکثر اوقات نیز دیر آمدی خواب آلوده!الغرض سایک امسال نه آن سایک پار باشد.

والده ماجده نیز طی تماسی با مکتبخانه جویای احوال شدی و ندانم جناب ظهیرالدوله یا نیابت اعظم گفته بودند آنچه ناگفتنی بود و حسابی پته این حقیر را به آب انداختی

الغرض چند روز پیش که از مکتبخانه برگشتمی و مطابق معمول در مطبخ خانه سرک میکشیدمی اخوی کهتر ندا درداد که چه نشسته ای که والده ماجده امر به احضار فرموده که الساعه باید  به حضور شرفیاب شوی! این حقیر از همه جا بی خبر نیز به اندرونی رفته و به حکم "وبالوالدین احسانا"" ادب به جای آورده و چارزانو گوش به فرمان سپرده که والده فرمود:

چنان شنودم که امسال نه چون پارینه ای! دل از درس بریده و هوای بی خیالی به کله ات زده بگوی تا سبب چیست و علت کیست؟

گفتمش: راست گویم که دروغگوی دشمن خدای باشد! چنین است!مبارزه منفی آغازیده ام جهت فراهم شدن حاجات که وسایل کمک آموزشی هم باشد؛و درس نخوانم الّا به شرطها" و شروطها

گفت: بگوی تا در حد وسع فراهم نمایم.

گفتمش:دانی مرا موبایلکی باشد ۶۶۰۰ نام؟

گفت:دانم.

گفتمش:می باید این را عوض کردن!چه این را مدل گذشته و مضحکه دیگران شده و همه همسالان من مدلهای بالاتری به کمر چسبانیده اند! مرا باید مدل ۹۶۰۰ خری که امکانات بیشتر داشتی در بهبود درس!

گفت:دیگر چه؟

گفتمش:دانی که مرا موتورکی باشد؟

گفت:دانم.

گفتمش:این نیز به هکذا؛ مدل گذشته و قراضه شده؛هر صبح به گاه رفتن سرفه نمودی و روشن نشدی خصوصا" در فصل سرما و مرا کلی علاف بکردی موتورکی خواهم که سرما و گرما نداند و مرا رفیق گرمابه و گلستان باشد و یاری نماید مرا در گشتن و پرسه زدن البته در بهبود درس!

گفت:و دیگر چه؟

گفتمش:و آخر الامر نیز دانی مرا وبکی باشد سایک شرما نام؟

گفت:دانم.

گفتمش:چنین خواهم که مرا خطی جداگانه فراهم نمایی تا بتوانم به اختیار  آن را آپدیت نمایم و گه گداری نیز چت کنم صد البته در جهت بهبود درس!

گفت:همه اینها به قبول، الّا به شرطها" و شروطها

گفتمش:بفرمای به گوش جان سپارم.

گفت: ازهم اکنون تا سه ماه دیگر اگر احوال مکتبخانه رو به بهبود بود فراهم کنم و گر نه خبر به ابویت رسانم تا دمار از روزگارت درآوردی و آنچه در اختیار داری نیز واستاند

گفتمش:به روی چشم!سه ماه دیگر از مکتبخانه احوال پرس اگر بر وفق مراد بود باید که بر وعده وفا فرمایی که " الکریم اذا وعد وفا"

با اشاره رخصت ترخیص صادر نمودی و زیر لب چنان شنودم که می گفت:

" با موبایلک و موتورک و وبک کی وقت درس خواندن فراهم شود؟ بعید دانم درس خواندن"

در مطبخ خانه نیز اخوی کهتر در حالی که سر به درون دیگ داشتی شنیدم که می گفت:

حالا باز بگردین دنبال دلایل افت تحصیلی و جلسه بذارین که چی وچی

و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم آبان 1386ساعت   توسط سایک  | 

با عرض ارادت

قبل از اینکه وارد بحث اصلی بشم از اون عزیزانی که اومدن و نظر دادن (کاکتوس عزیز و احمد باذوق)و احیانا" حوصله نداشتن نوشته های قبلی رو که به سبک قدیم نوشته بودم رو بخونن(علی آقا ارمیتا و قرمزته) و حسابی منو شرمنده کردن تشکر کنم راستشو بخواین فکر کردم با وجود چند تا وب باحال که اخبار و گزارش میده رو مینویسن و نقد میکنن وجود یه وب تقریبا" متفاوت که با نگاهی متفاوت جریان رو نقد وبررسی کنه واجبه بهر حال همه دوستان چه موافق چه مخالف لطف میکنن سر میزنن و نظر میدن نظر همه قابل احترام

اما دوستان بخشدار رفت چه خوب چه بد ولی من از این ناراحتم که تا به حال که ایشون بودن هر ناکامی و اختلافی بود رو به گردن میگرفتن یعنی ما اینجوری فکر میکردیم که مسوول همه ناکامی ها ایشونن حالا چی؟ از این به بعد کی میخواد گردن بگیره؟ یا میخوایم گردن کی بندازیم؟ این جوری که بوش میاد باید اوضاع بر وفق مراد باشه برای انجام وظیفه نه؟!برادران مسوول میخوان چی کار کنن؟ از این به بعد چی؟چه کسی مسووله؟ منظور من اینه که از این به بعد باید بچسبن به کار و ادای دین کنن قبول دارم که هیچ کاری بی درد سر نیست ولی نمیشه که حکم " تنبل نرو به سایه /سایه خودش میایه" رو داشته باشن یه کم تلاش بیشتر و اطلاع رسانی بهتر تا  در قبال مسایل مختلف چه محلی چه منطقه ای بتونن بهتر تصمیم گیری کنن.

البته در اینجا منظور تنها برادران شورا نیستن که مسوولن امام جمعه ائمه جماعات معتمدین محل و از همه مهمتر مردم همه مسوولن متاسفانه جوّ محل ما یه خورده بعضی مواقع ناجور میشه البته در برخورد با یه سری مسایل مردم معمولا" بعضی مواقع یک طرفه به قاضی میرن و من بیشتر اوقات تعجب میکنم وقتی مببینم اعضای شورا که معمولا" در دسترس قرار دارن و مسایل و مشکلات رو هم لمس میکنن ولی یه سری افراد میان و از خودشون یه حرفایی رو در میآرن که فلانی اینکار کرد و بهمانی اون کار. دوستان به نظر من اگه خلافی صورت میگیره از طرف هرکی باشه باید بهش تذکر داد نه جلو خودش به به و چه چه گفت و پشت سرش ایل و تبارش رو به باد بدیم واقعا" انصاف نیست برادران شورا و سایر مسوولین هم مردم رو از خودشون بدونن و مشکلات را باهاشون در میون بذارن و در مقابل مردم هم شورا رو از خودشون بدونن و مسایل رو متذکر بشن و راهنمایی و انتقاد کنن. همین شفاف سازی ها باعث رونق کار میشه

انشاالله با همکاری و صمیمیت بیشتر بتونیم بخشی آباد و آزاد داشته باشیم

این نظر منه تا نظر شما چی بشه؟

--------

با اجازه شاید متن بعدی رو مثل متنای قبلی بنویسم خداییش یه خورده وقت بذارین و بخونین بدک نیست و قول میدم علاقمند بشین چی؟ نمیخونین؟ حالا یه بار امتحان کنین ضرر نداره ممنون

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم آبان 1386ساعت   توسط سایک  |