به سختی آب دهنمو قورت دادم، خیس آب بودم و بوی کافور و گل محمدی و .... کله مو می ترکوند.
برای چندمین بار مرور کردم با وجودی که هم سوالا رو می دونستم و جوابا رو هم ، ولی باز یه جورایی دلهره داشتم:
س- خدایت کیست؟ ج – الله
س- کتابت چیست؟ ج – قرآن
س -..........
به خودم قوت قلب میدادم که: بابا تو که همش فوت آبی ، دیگه چرا اینقد می لرزی؟
***
بالاخره اومدن.
دو نفرو دیدم در حالی که یه چیزی شبیه چماق تو دستشون بود اومدن تو قبر، هر چه سعی کردم صورتشونو ببینم نشد یعنی یه جورایی تار نشون میداد.
عرق کرده بودم دهنم خشک شده بود می خواستم بگم :
- آقا اجازه اس ما بریم آبخوری؟
که یکیشون با اسم کوچیک منو صدا کرد و گفت :
- سایک ! میدونی برای چی اینجایی؟ اصلا" فکرشو میکردی که یه روز پات به اینجا وابشه و بیایی حساب رسی؟
( تو دلم گفتم : خدا این سوالا چیه؟
بهمون گفته بودن در باره کتاب و این چیزا می پرسن الان این چی داره میگه) با ترس و لرز بهش گفتم:
گفتم: آقا اجازه، قرار بود یه سوالای دیگه بپرسین؟ مث اینکه اشتباهی اومدین ؟
با قیافه ای اخمو جواب داد: خاموش ! سوالا لو رفته اونا رو عوض کردیم!
(تو دلم گفتم بخشکه شانس حالا خر بیار باقلی بار کن) گفتم :لااقل کتبی میدادین آقا، ما برای شفاهی آمادگی نداریم
بی خیال گفته من یکیشون که به نظرم رییس بود گفت:
- یادته سال 86-85 تو درس آمار تقلب کردی و همش آمار آبکی میدادی؟
- چرا سال 85- 84 با معلمت ساخت و پاخت کردی و بهت نمره داد؟
خدایا این سوالا چیه میپرسه ؟ گیج شده بودم، گفته بودن این سوالا مال قیامته الان که وقت این سوالا نیس!
- راستشو بگو چرا اینقد به سبیلای شرما گیر میدادی؟
- آقا من! عمرا"..........
- ساکت شو دروغگو
چرا با وجودی این که سال سوم قبول نشده بودی بهت دیپلم دادن؟
- چرا اینقد تو اون وبکت غلط املایی داشتی؟
( آقا این دیگه کیه
)
- اون 300 میلیون رو چی کارش کردی؟
داشتم شاخ در میآوردم 
- گفتم: آقا من ..... ( اون رییسه گفت:مربوط به همسایه بغلیه
و یواشکی به زیر دستش گفت بهشون بگو یواشتر
)
- یادته تو اون وبکت چقد مخصوصا" از داییت غیبت میکردی؟
- چرا به رفیقات گفته بودی تو رو دکتر صدا کنن؟ فکر کردی دنیا بی حساب و کتابه؟
( خدایا اینا چی میگن) پاک قاطی کرده بودم اصلا" وقت نمی دادن جواب بدم یه بار که خواستم جواب بدم با عصبانیت گفت:وقت منو نگیر 
- اول تو بگو اون 700 میلیاردو واسه کی میخواستی؟

خدایا من و 700 میلیارد...
- باز رییس گفت : مث اینکه حساب و کتابا قاطی شده (رو به من کرد ) کاری به تو نداره مربوط به قبر دست چپیه! و رو کرد به من:
- یادته وقتی بارون میومد چقدر با موتور رو مردم آب می پاشیدید؟
- چرا ۷ ساله که بودی وقتی بازی میکردین تو همیشه معلم میشدی؟
( خدایا...) هیچی نداشتم بگم با این ریز نمرات فکر کنم افتضاح بار بیارم!
- بگم؟ بگم؟ بگم؟
( پاک گیج شده بودم نمیدونم چی میخواست بگه؟ اون که هر چی حق و ناحق بود بارم کرده بود دیگه چی میخواست بگه؟ ....)
- می دونین چقد تو روزنومه تون به من توهین شده بیش از 320000 بار!
احساس کردم باز خط رو خط افتاده اینو از قیافه اون دو نفر حدس میزدم که رییسه به اون یکی گفت:
- کفنشو درآر باید مجازاتش کنیم
گفتم: آقا زشته نکنین این کارو 
بی خیال التماس من شروع کرد به کشیدن کفن که باز یکی گفت:
بالاخره نگفتین اون 300 میلیونو چی کارش کردین؟
چشامو باز کردم دیدم شرما در حالی که پتومو می کشید می گفت :
پاشو نماز صبحت قضا شد!
بلند شدم ولی هنوز انگاری می شنیدم یکی اون تو میگفت تو اول قضیه 700 میلیاردی رو بگو تا منم جریان 300 میلیونی رو بگم!
و شاید این اولین باری بود که از دیدن شرما اینقد خوشحال شدم
سایک