تبليغاتX
ســـــــــایه شــــرما ( ما پسران میده) - دخالت های بیجا!
نوشته های طنز این وب را جدی نگیرید!(میده از نگاه طنــز)

آمد به سرم از آنچه می ترسیدم

خسال ته کله بزن پاک اتکو؟( این دفه اینو دایی جان نگفت من گفتم البته به شرما هم گفتم)

آخه این اخوی ما بدجوری شورشو درآورده ، نه که حالا یه دوسه باری اجازه دادم مطلب بچاپونه تو وبک! (دو سه بار که نه یه بار، که اونم خراب کرد)

نه پسورد مسورد کامی و وبک هم دم دستشه!

نه که تازه پشت لبش سبز شده و اینتر و  اونتر بلده فکر می کنه عقل کله!

نه که  والده ماجده سفارششو کرده!

نه که یه جورایی بچه ننه س!

اصلا" نصف حقشه  دایی جان بهش گیر بده !

اینقد والده ماجده بهش رو داده که کم شده یه جل بندازه و سوراه مون بشه!

.....

ببخشین اصل ماجرا رو یادو رفت بگم( مگه این شرما واسه کسی هوش و حواس میذاره)

 

چهار شنبه ناهار نخورده گفتم حالا که والده ماجده تو آشپزخونه سرش گرمه و مشغول سور و سات ناهار، از فرصت استفاده کرده یه دستی به سر و کله وبک کشیده به خیال خودم زرنگی کرده باشم!

داشتم نظر دوست عزیز میده ای رو میخوندم که والده ماجده ندا درداد که"

- سایک چه نشسته ای که کپسول اجاق تمام شده و کار گرم کردن غذا معطل  مانده! بپر بیا که جومونگ شروع میشه! ( آخه شبش چون دایی جان اینا اومده بودن نشد درست ببینیم و والده ماجده هم یکی از طرفدارای پر و پا قرص این سریاله مخصوصا" خانم  سوسانو که والده ماجده میگه اون یه جورایی منو یاد یانگوم میندازه( به حق چیزهای نشنیده)

من فلک زده هم بی اینکه دیس((dic بشم بدو به طرف آشپز خونه ، تا من برگشتم دیدم شرما نشسته و.....!

 

- چو کر اکنش؟( اینو من گفتم)

- هیچه، کر نظرات اموخند موند تایید بکنم که... ( اینو شرما جواب داد)

- خسال ته کله بزن پاک اتکو؟(  بازم من گفتم، البته سه چار تا چیز دیگه هم گفتم که اونا رو نمی گم بدآموزی داره)

مثل همیشه سرشو انداخت پایین بدون معذرت خواهی رفت. کجا؟ مثل همیشه! حضور والده ماجده تا هم شکایتی کرده باشه و هم ار معرکه در رفته باشه.

....

رادو ته اینتر نتشُ ها؟ ته قبض ادفه با، راست فکس اکنم اسی بوآتو! مه بی اوسار گله ش( اینو از تو آشپزخونه شنیدمُ خدا به دادم برسه نمیدونم این شرمای لاکردار چه راست و دروغایی به هم بافته)

نظر دوست عزیز که پاک شد ( شرمنده) دوباره گیر دادنای اینترنتی هم شروع شد همش به خاطر دخالت بیجای شرما تو کار سایک

نمیدونم چرا ما باید به خودمون حق بدیم تو کار هر کس و ناکسی که به ما ربطی هم نداره دخالت کنیم ها چرا؟

-          بدا که جومونگ شروع بد، چاشت هم کر سرد وبی!

-          ...........

+ نوشته شده در  شنبه دوم خرداد 1388ساعت   توسط سایک  |